تبلیغات
یک فنجان فرانسه یخ زده - حالِ سیاه

حالِ سیاه

دوشنبه 17 بهمن 1390  03:49 ق.ظ

گاهی گفتن از احساس چنانی میشه که ساعت ها زل میزنی به صفحه سفید کاغذ ،همون وقتایی رو میگم که نامجو داره تمام وقت گوشتو خراش میده ، اما دریغ از یه جمله که به کاغذ اومده باشه !اون وقته که از دست این همه کلمه و جمله تو دنیا کفری میشی و میفتی به جونِ کاغذ و خط ، خط ، خط ، خطی میکنی تمام جانِ سفید کاغذ رو ... سرتو میذاری رو صفحه و بخواب میری و در خواب ، هزاران خط رو میبینی که چون مار میخزند و میخزند و به هم میرسند و ناگاه میشن تکه ای طناب که به طرز وسوسه انگیزی از سقف آویزونه ... از خواب میپری و میبینی از عرقِ سردِ پیشونیت همه اون خط خطی ها خیسه خیسه و آینه ای اگه اون دور و بر بود میبینی چه پیشانی سیاهی داری ، چه روی سیاهی داری ، کمی دقیق تر ، پای چشم های سیاهِ گود افتاده میبینی ، چه حالِ سیاهی داری!!!!!

نوشته شده توسط: patsy cline | آخرین ویرایش:دوشنبه 17 بهمن 1390 | نظرات() 

Where are the femur tibia and fibula?
سه شنبه 10 مرداد 1396 05:33 ق.ظ
What's up i am kavin, its my first occasion to commenting anyplace, when i read this piece of writing i thought i could also
create comment due to this brilliant paragraph.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 03:12 ب.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to
say that I have really enjoyed surfing around your
blog posts. In any case I'll be subscribing to your feed and I hope you write again very soon!
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 12:30 ب.ظ
What's up it's me, I am also visiting this web site regularly, this web page is actually
good and the visitors are truly sharing pleasant thoughts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر