تبلیغات
یک فنجان فرانسه یخ زده - مجسمه ی ناجور

مجسمه ی ناجور

یکشنبه 25 تیر 1391  11:42 ب.ظ

مجسمه شدن در یکی از خیابان های شلوغ شهر که کاری ندارد، وقتی چار بار زیر پا گذاشته شوی، یعنی مجسمه هستی... وقتی لای آدمها راه بروی و حتی یک برگ برایت از درخت به پایین نیافتد مجسمه شدن کاری ندارد... تنها میشود رفت یک ساندویچ خرید و همانجا روی این صندلی های آبی نشست و خورد، رفت بیرون و ماند دم داروخانه ی بغلش و سیگار روشن کرد و همانجا ماند و تکان نخورد، دو سه روز همانجا بمانی و به آدمها نگاه کنی و هِی از سیگارت کام بگیری... 
آدمها از جلویت رد میشوند، آدمهای خاکستری که حالا تو را بتُنی تر از قبل میبینند، یک مجسمه  دم یک داروخانه که شهرداری یکهو تصمیم گرفت به جای کندن خیابان ها این نغمه ی ناجور را بگذارد همینجا به امان خدا... بچه ها دورت چرخ میزنند و مادرشان سرشان تَشر میروند که: بیا اینجا مامان، کثیفه... خاک روش نشسته... و روی شانه هایت را که نگاه میکنی میبینی که راست میگویند، رویت به اندازه ی یک و نیم بار بیشتر از تنهایی هایت خاک نشسته و حالا مجسمه شدی و نمیتوانی آن را تکان دهی... تا که یک شب بارانی بزند که همه بروند تووی خانه‌شان و بنشینند سهراب بخوانند به هوای این باران و ذوق های الکی کنند و تو زیر بارانی که هر لحظه منتظری سیلی بیاید و تو را بیاندازد تووی جوب و با خودش ببرد... و هی بترسی و بترسی و تنها و غریب زیر آب خیس شوی و ببینی یک آدمی که چند روز بعد مثل خودت قرار است تووی یک خیابان دیگر مجسمه شود میرود تووی داروخانه و یک ورق دیازپام میخرد و میرود پی کارش زیر باران...
هی روز بگذرد، تراش های بتنی رویت هِی گرما سرما بخورد و ترک بردارد و بریزت پایت، کمی خنده دار شوی و ناموزون تر و نزارتر... و هِی منتظر بمانی که با اینکه تَرک برداشته ای کسی تو را میشناسد یا نه...
و هر روز آدمهای بدبخت تر از خودت را ببینی که دیگر حال عکس گرفتن با یک مجسمه ی غیر هنری را نداشته باشند... چه میشود کرد... شاید همین مجسمه در موزه ای بود خیلی ها دوستش داشتند، پایش سیگار میکشند و با عینک کوئوچوییشان هِی رویت دقت میکردند که این مجسمه چرا اینقدر خسته‌س...
ولی کسی به یک مجسمه ی دم داروخانه که بعد از ساندویچ خوردن انقدر خسته بوده که مانده و حالا مجسمه ی رنگ و رو رفته و شکسته ای شده کاری ندارد... ای داد از این که کسی باهات کار نداشته باشد... 
یک شب تابستانی که بیشتر از حد مجاز ترک برداشته ای و ریز ریز هایت پایت پاشیده شده و دیگر اصلن شکلی نداری چراغ های ماشین شهرداری را از دور میبینی... اول میترسی چون فکر میکنی پلیسند، بعد میبینی که نه بابا، شهردارین، خودیَن... 
پشت ماشینشان شاید یک مجسمه ی غیر هنری، بتنی، ناموزون، خسته... ولی تازه و نو مثل اول خودت...


نوشته شده توسط: Mehdi Waters | آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 تیر 1391 | نظرات() 

chocolate
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 09:38 ب.ظ
each time i used to read smaller posts that as well clear their motive,
and that is also happening with this piece of writing
which I am reading now.
Why do they call it the Achilles heel?
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:53 ق.ظ
Thanks very nice blog!
http://axiomaticoratio5.snack.ws/contracted-toes.html
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:19 ق.ظ
Hi to all, it's really a fastidious for me to pay a quick visit this site, it contains
valuable Information.
How do you get a growth spurt?
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:57 ب.ظ
Thank you for any other great article. The place else may just anyone get that type of
information in such a perfect means of writing? I have a
presentation subsequent week, and I am at the look for
such information.
What do eccentric heel drops do?
سه شنبه 10 مرداد 1396 04:44 ق.ظ
Genuinely when someone doesn't be aware of afterward its up to other people that they will help, so here it occurs.
What is leg length discrepancy?
شنبه 7 مرداد 1396 08:51 ق.ظ
Excellent blog! Do you have any hints for aspiring writers?
I'm planning to start my own blog soon but I'm a little lost on everything.
Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go for
a paid option? There are so many options out there that I'm totally confused ..
Any suggestions? Thanks a lot!
manicure
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:16 ق.ظ
Great blog you've got here.. It's hard to find excellent writing like yours nowadays.
I truly appreciate people like you! Take care!!
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:40 ب.ظ
It is the best time to make some plans for the future and it's time to be happy.
I've read this put up and if I may just I desire to counsel you few interesting things or
advice. Perhaps you could write subsequent articles regarding this article.

I wish to learn more things about it!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:31 ق.ظ
Hi would you mind letting me know which web host you're working with?
I've loaded your blog in 3 different internet browsers and
I must say this blog loads a lot faster then most.

Can you suggest a good hosting provider at a reasonable price?
Thanks a lot, I appreciate it!
manicure
پنجشنبه 17 فروردین 1396 01:07 ق.ظ
Hi, I do think this is an excellent web site. I stumbledupon it ;) I may return yet again since I
book marked it. Money and freedom is the best way to
change, may you be rich and continue to guide other people.
درد دل با یک گلابی آبستن
شنبه 18 مرداد 1393 11:49 ب.ظ
پس درد من هم مجسمه شدن بوده
عالی بوداین پست
زیژخکِ دیوانه
دوشنبه 9 مرداد 1391 09:58 ق.ظ
خستگی و فرسایش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر